مقالات و مطالب

درخت کریسمس و گلونی از سرزمین پهلویان

golvani

 

 

🔴 درخت کریسمس یا سرو و گلونی (Golvani) از سرزمین پهلویان.

سام کاکه یی (انستیتو فرهنگی یارسان)

میترا در سرزمین پهلویان از آناهیتا زادە میشود و بنیان تفکری را میگذارد که ریشهٔ ادیان مختلفی میگردد. یکی از نمادهای مرتبط با این تفکر درخت سرو است که در مسیحیت به سمبل کریسمس مبدل شده است که در سرزمین پهلویان با عبارت گلونی تعریف پیدا کرده و در کلامهای یارسان از آن به عنوان جقه یاد میگردد که تاجیست بر سر شاه. این نماد پس از حملهٔ اعراب تحت تأثیر اسلامگرایی مدتی در محاق میرود، اما در سرزمینهای دارای بافت ذهنی تشیع به خاطر انطباق فر ایزدی به قوت خود باقی میماند.

حکمت خسروانی در نزد مردمان پهلویان از زمان ایلامیها، کاسیها و لولوبیها تا کرپنهای مادی بوده و در طول زمان با حفظ درونمایه ها و شاخصه های منحصر به فرد خود متناسب با زمان تعریف پیدا کرده است. این شیوهٔ فکری که به حکمت اشراقی و یا حکمت خسروانی نامگذاری میگردد از عرفان مهرپرستی تا رویهٔ فکری یارسان در حال حاضر نسل به نسل انتقال داده میشود. در بحث مربوط به سرزمین پهلویان و اینکه مردمان این سرزمین صاحب این علم و فلسفه بوده اند گواهیهای زیادی در اسناد تاریخی موجود است که میتوان به سفرنامه فیثاغورس (570 پیش از میلاد) اشاره کرده که در آن به سفر فیثاغورس به سرزمین پهلویان اشاره شده و فیثاغورس میگوید که شاگردی مغان مادی منطقه کرده است. میتوان به انجیل اشاره کرد که سه تن از مغهای مادی پیشگویی ظهور مسیح میدهند و با خود هدایایی را هم به اورشلیم میبرند. همچنین میتوان به فلوطین (تولد 204 میلادی) اشاره کرد که به همراه گردیانوس که با شاهپور اول در جنگ بوده به ایران سفر میکند و در نزد مغان سرزمین پهلویان حکمت خسروانی را فرا میگیرد. میتوان به گواهی شیخ شهاب الدین سهروری اشاره کرد که در حکمت الأشراق آورده که وی فلسفه اشراق را از مردمان پهلویان گرفته است…
علاوه بر سه مغ مادی به نامهای: ملکیور، کاسپار، بالتازار که در انجیل بخش متی به آنها اشاره شده است میتوانیم به مغان دیگری هم اشاره کنیم که در آسیای صغیر و شبه جزیره بالکان و اروپا در نشر آموزه های حکمت خسروانی اهتمام داشته اند. همچون: سیمون مغ، هوشتانه (اوستن)… در واقع تاریخ کهن اروپا و تحقیقات نوین اذعان دارد که مغهای مادی جزو اولین کسانی هستند که در طول تاریخ بشریت به علم و دانش دسترسی پیدا کرده اند.
یوزیف بیدز آورده: «يونانيان، مغان را اولين كساني میدانند كه علوم كيهانشناسي را به وجود آوردند.» همچنین گفته میشود: «ارسطو، افلاطون را متأثر از مغان ميدانست.» و یا در خصوص قدمت دانش در نزد مغان مادی آمده: «ارسطو فلسفه و حكمتِ حكماي ايران را از فلسفه مصر نيز قديمي تر ميدانست.» هراكليتوس شاگرد افلاطون نیز نوشته هايي را درباره جهانشناسي به مغان نسبت ميدهد. ادوكس نیز زماني كه از آيين مغان سخن به ميان ميآورد آن را به عنوان يك فلسفه در نظر ميگيرد و عنوان میکند که آن از جمله بهترين فلسفه ها است. «ال.اچ.میلز» دانشمندی از آکسفورد، در خصوص نفوذ اندیشه های مغان مادی در مسیحیت، اسم کتاب خود را که در خصوص تطبیق و مقایسه اقوال اوستای زند با متون مقدس مسیحی است اینچنین گذاشته: «دین خود ما در ایران باستان».ارنست رنان دربارهٔ آیین مهرپرستی گفته است:‌
اگر عیسویت به هنگام گسترش خود بر اثر بیماری مرگ ماری باز می‌ایستاد، سراسر جهان به «آیین مهر» می‌گروید.
اردشیر ساسانی در حمله به ارمنستان بسیاری از نیایشگاه‌‌های میتراباوران را ویران میکند و فرمان‌‌ میدهد تا آتش مزدایی در نیایشگاه باگاوان (بغ بان) در استان باگرواند برپا شود. او همچنین تندیس‌‌‌های آشاوان میترایی را که نخست در آرماویر بود و سپس برای پاسداری به باگروان و آرتاشات آورده شده بود را از میان میبرد. از سویی دیگر همانگونه که دیدیم الکساندرسوروس امپراتور رم و مادرش جولیا مامئا در سوگیری‌‌شان از مسیحیان بر فشار بر میتراباوران افزوده بودند. چنین بود که برای پادشاه پارتی ارمنستان، تیرداد دوم، پسرش خسرودوم و جانشینان شان،‌ تنها یک راه مانده بود و آن اینکه تا آنجا که ممکن است مسیحیت را به آئین میترایی نزدیک نمایند، تا از یک‌سو بتوانند در برابر زرتشت‌‌گرایی اردشیر ایستادگی نمایند و از سوی دیگر در چالششان با اردشیر از پشتیبانی رم برخوردار شوند. چنین بود که زادروز میترا در چهارم دی‌‌‌ماه (۲۵ دسامبر) به هنگام بلندترین شب سال (شب‌ِ‌‌یلدا) جشن گرفته ‌‌‌می‌‌‌شد و بعدها در کلیسای رم به زادروز عیسی (کریسمس) گرفته‌‌‌ شد در ارمنستان ۱۲ روز بعد در ۱۶ دی (۶ ژانویه) جشن گرفته می‌شد.

شب یلدا یا شب چله زادروز تولد مهر است،اگرچه این شب یک رویداد نجومی است که با انقلاب شتوی تعریف پیدا میکند، اما در نزد مغان کرپن مادی که از جمله اولین منجمان دنیا بوده اند ترتیب دادن مناسبتها با اساطیر و روزهای فرخنده امری مقدس بوده است، و یا در حقیقت زایش مهر و مسیح مقارن بوده با این روز.
این شب در سی‌ام آذر آخرین روز پاییز است که در یکم دی نخستین روز زمستان به پایان می‌رسد و پس از آن شبها کوتاهتر و روزها بلندتر می‌شوند. نقطه مقابل انقلاب شتوی، انقلاب صیفی است که بلندترین روز سال را به خود اختصاص داده است و در میان این دو انقلاب، اعتدالین(بهار، مهر) قرار دارند.
در آیین زردشتی که اهریمن موجود پلید تاریکی است و اهورامزدا که خدای روشنایی و مهر است مردم دور هم جمع شده و آن شب را به نیایش پرداخته و از اهورا مزدا میخواهند تا خورشید در برابر اهریمن تاریکی پیروز گردد. فردای آن روز را دیگام (روز خورشید) مینامیدند. مسعودی آن را (خرم روز) تعبیر کرده است و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آنرا میلاد اکبر خوانده است. برگزاری شب چله از آسیای صغیر به میان رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی‌ها هم ارزش خود را از دست نداد و ادامه یافت.
کلیسا ۲۵ دسامبر را برگزید تا با جشن‌های رومیان باستان در بزرگداشت خدای خورشید، سول اینویکتوس، منطبق باشد. این جشن از سوی پادشاه، اورلیان در سال ۲۷۴ گذاشته شده بود.
البته چرا بین شب چلهٔ هم اکنون و 25 دسامبر فاصله افتاده است میبایست به انطباق تقویم ژولیانی و گریگوری، بین التاریخیین، بحث خمسه و تقویم متآخر هجری شمسی تصویب شورای ملی ایران و انطباق آنها پرداخت. اینکه گفته میشود نوئل یا یول اروپایی(سال‌روز زایش مسیح) همان شب چله در انقلاب شتوی در٣٠ آذر برابر با ٢١ دسامبر است بر میگردد به همان دلایل فوق.
رومیان سال‌های بسیار زایش مهر و شب چله را جشن می‌گرفتند و آن را آغاز سال می‌دانستند. حتی پس از گسترش دین مسیحیت، باز کشیشان نتوانستند از گرفتن این جشن‌ها جلوگیری کنند و ناچار شدند این شب را زادروز عیسی بشناسانند تا روز ۲۵دسامبر را به بهانه زادروز عیسی جشن بگیرند.
اظهار نظر درمورد جشن یلدا وشروع چله بزرگ درگاه شماری ایرانی را از قول ابوریحان بیرونی مطرح میکنیم که آورده: مبدا سالشماری تقویم کهن سیستانی آغاز زمستان است و نخستین ماه سال دراین تقویم کریست نام دارد.
با نفوذ آئین مهر دراروپا اندیشه های مردمی بر اساس باور مهری قوت پیدا میکند و نخستین روز زمستان خوره روز یا روز خورشید درتقویم میلادی به عنوان نخستین روز سال نو مطرح میگردد. به عبارتی دیگر با فراگیر شدن مسیحیت در بسیاری از کشورهای اروپایی روز 25 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شود وکلیسا از آنجائی که در تعین زمان دقیق میلاد مسیح به نتیجه روشنی نرسید این روز را که مطابق آغاز ماه کریست درتقویم سیستانی و برابر با زادروز مهر درآئین مهر بود به عنوان میلاد مسیح پذیرفت، واعلام کرد مسیح در انقلاب زمستانی متولد گردیده است. این جشن چون درماه کریست رخ میداد بانام کریسمس نام‌گذاری شد.

گلونی
این انتقال سنت همراه با مراسمات دیگری نیز بوده است که یکی از آنها تکریم درخت کاج یا سرو است که نماد آزادگی و رهایی میباشد.
آراستن درخت «سرو-کاج» در کریسمس هم از سرزمین پهلویان برگرفته شده است و به سایر مناطق رفته است. آریاییها به این درخت به‌ چشم نماد پایداری در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در «خور روز» در برابر «سرو» می‌ایستادند و پیمان می‌بستند که سال پیش رو (نوروز ماه-برابر با تقویم نجومی خسروانی در ماه اسفند) نهالی کشت کنند. سپس مسیحیان درخت «کاج» را به پیروی از مهرپرستان تزئین کردند. و مهر(میترا) که از دوشیزه‌ای به‌نام «آناهیتا» پای به گیتی می‌نهد، همسان مسیحیان نیز عیسی را جایگزین مهر و مریم را جایگزین آناهیتا قرار دادند.
یکی دیگر از وام گیری‌های مسیحیان از مهرپرستان، روز مقدس مسیحی به‌ معنی یکشنبه است. ساندیSunday به‌ معنی روز خورشید یا مهر است که روز ورجاوند و مبدأ هفتهٔ مهرپرستان بود.

در باور پیروان آیین مهر، سرو درختی است که منطبق با خورشید و زایش مهر است؛ درختی همیشه سبز و با طراوت که در برابر سردی و تاریکی پایداری می کند. نماد مهر و محبت، زندگی، نامیرایی، آزادگی و رهایی و پایداری در برابر نیروهای اهریمنی و تاریکی است. بنابراین “سرو” را در شب زایش مهر با نمادها و نشانه هایی می آراستند که هر یک نزد مهرپویان نشانی خاص با پیامی در خویش بود.
چنان که برفراز سرو ستارهٔ پنج پر یا پنتاگرام برمی افراشتند و شاخه های درخت سرو را با دو رشته زرین و سیمین به نشانه خورشید و ماه می آراستند.
پنتاگرام مرتبط است با سیاره ناهید (ونوس- آناهیتا مادر مهر) دارد و آن را سمبل این سیاره می‌شمارند. سیاره ناهید نماد مادینه مقدس است که در مسیحیت آن را مریم مجدلیه می‌نامند. ناهید (زهره) به معنی ملکه بهشت یا همان ایشتار نیز معرفی میگردد.
(این ماه و خورشید در سنگ نگاره های برجای مانده از نیایشگاه های مهری، نمادهایی از سُل یا خدای خورشید و لونا یا خدای ماه هستند که با میترا یا مهر هم پیمان شدند.)

سرو ابرکوه
این درخت در حجاریهای تخت جمشید نیز دیده میشود و با تکریم به آن نگریسته شده است. در نزد یارسانها دارای قداست است و در سرزمین پهلویان با نام گلونی تعریف شده است. گلونی فقط متعلق به لک یا لر نیست، بلکه متعلق به کلیت سرزمین پهلویان و تمام آریاییها است؛ و آن طرح، سرو خمیده‌ای را مینمایاند که نشانی از آزادگی به افتادگی رسیدن است…
این نماد به واسطه‌ی یارسان‌ها از قرن چهارم ه.ق به عنوان یک میراث فرهنگی به نماد تبدیل می‌گردد و در کلامهای خود از آن با اصطلاح جقه و یا بته که سرو خمیده است نام میبرد و به وفور از این واژه یاد کرده است چرا که اصطلاحی است برای بازتاباندن مفهوم فر ایزدی. شاید بتوان گفت در تمام زیارتگاه‌ها و مقابر تاریخی یارسان از این درخت به عنوان نماد استفاده شده است.
این درخت در گلهای قالی و بر سربند زنان نقش بسته میشود و آنرا زینت پوشش میکنند. سروین(sarvin) نام دیگر این سربند است کە قدمت آنرا بر اساس انطباق با اشیاء کشف شده از منطقه به زمان مادها می رسانند. گفته میشود پارچه ای ابریشمی است که در زمانهای قدیم از هندوستان به ایران می آمده است. هر چند خود پارچه مد نظر ما نیست، بلکه همان جقه یا سرو خمیدهٔ نقش شده بر روی پارچه منظور است که به خاطر حرمت و تکریم همیشگی آن به نمادی برای تعریف سرزمین پهلویان مبدل شده است.

baba yadegar
این سرو خمیده (درخت کاج کریسمس) در قصەهای مردمان منطقه همچون: هەمیل و مەمیل، کوڕ سەیاد، شەوگاهۊل، سێ شەش، بزن قوتگە… بیانگر تعریف زمستانهای صعب بودە است.
زمستانی که بە دو چلهٔ بزرگ و چلەی کوچک تقسیم شده است.
این سنتها در سرزمینهای آریایی رعایت میشده است، اما پس از ورود اسلام، خاصه مناطق اهل سنت همچون عثمانی این سنتها از بین میرود و متآسفانه مردم اصالت خود را فراموش میکنند. اما خوشبختانه کردهای عثمانی و آن حوالی چند سالی است که در حال بازترمیم خود هستند، به گونه ای که در همین سالهای متآخر به برگزاری جشنهایی همچون: نوروز، جشن شب چله، چهارشنبه سوری… اهتمام میورزند.
برخی روز ۲۶ اردیبهشت را به عنوان روز گلونی نام‌گذاری کرده اند.

منابع:
پهلویان. طیب طاهری
زیگ آریایی_کردی. طیب طاهری

 

https://t.me/YaresanCulturalInstitute

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − سه =