اخبار

یارسان را آلوده به تحزب نکنید!

احتراز از سیاست در یارسان

🔴 یارسان را آلوده به تحزب و سیاست نکنید!

🔺انستیتو فرهنگی یارسان گروهک پژاک را یک حزب تخریبی، ضد انسانی و ضد ارزشهای قوم کرد و منطقه میداند؛ چراکه سیاستها و عملکرد این حزب صد درصد با داده های فرهنگی و باوری مردم یارسان در تضاد است و سالهاست که مردم یارسان تقاضا میکنند تا این حزب در امورات این اجتماع مداخله نکند و موجبات آسیب و خطرات احتمالی را فراهم نیاورد. اما متاسفانه این حزب هیچ توجهی به خواست مردم نشان نمیدهد و بدون اینکه پاسخگو باشد کماکان بر اقدامات تخریبی خود اهتمام دارد. همکاری و مشارکت افراد با این حزب و تلوزیون این حزب(آرین تی وی) که تمام دنیا و حتی خود کورد هم آنرا تروریست خطاب میکنند به مثابه دشمنی با ارزشهای موجود در سرزمین پهلویان است. 

🔺نمونه تقاضاهایی که در این باب مطرح شده است:

 

ــــــــــ اول آخر یار ــــــــــ

🔹درخواست احتراز سیاست در جامعه یارسان

تحزب، فعالیت‌های سیاسی و اقدام برخی از فرزندان یارسان در ایجاد تشکل‌هایی سیاسی با نام یارسان، مفاهیم حقوق بشری با کارکرد خاورمیانه‌ای، که تماماً در حوزه علم سیاست تعریف دارد توسط برخی به کار برده می‌شود که از صد در صد جامعهٔ یاری شاید یک دهم از یک درصد مردم هم به آن نپردازند و مخالف با آن باشند؛ چرا که این حرکات منطبق با نص صریح کلام‌های یارسان نیست و استفاده از نام و واژه یارسان برای پیشبرد اهداف حزبی یعنی بی‌حرمتی به خواست و باور مردم. قرار دادن ضدی که علیه است و منطبق با ارزشهای مطرح شده نمی‌باشد و هیچ خدمتی هم در خود ندارد، و آن یعنی دشمنی، یعنی تحریف و تبدیل، خاصه اینکه اگر زیر بیرق حزب هم تعریف شوی که ننگی بزرگتر خواهد بود.

ایده‌ئولوژی حاکم بر تفکر یارسان یعنی احتراز از هر آنچه که مادیست. کلام می‌فرماید: « دینارمان دان دینمان سنن ». یعنی مادیت را رها کردیم و عشق و سرمستی معنوی را خریدیم.
تفکر یاری یک تفکر دنیایی نیست تا بخواهیم آن را با سیاست و تمام امتیازات مادی منطبق کنیم. خاصه اینکه تحزب یعنی چهارچوب، اساسنامه و تعلق، در حالی که یارسان برای رهایی و نبود چهارچوب در نوع متعالی آن تلاش می‌کند، هنر که جوهر تفکر یارسان است نمی‌تواند به ابزاری در سیاست مبدل گردد، خاصه هنری که اعتقادات در آن تبلور پیدا می‌کند و می‌توان بیشتر از صدها بیت کلام شاهد و مثال آورد که دین یاری هیچ سنخیتی با سیاست و لوازمات دنیایی ندارد.(زیر پرچم حزبی تروریستی تنبور زدن بزرگترین خیانت خواهد بود)

در تأیید این کلام‌ها می‌توان به رفتار و گفتار بزرگان یازده خاندان نیز استناد کرد که بر اساس اسناد موجود تمام این بزرگان با پادشاهان وقت در ارتباط بوده، اما هیچگاه وارد مقوله‌ی سیاست و دولت نشده و حتی از لحاظ باطنی هم تأثیرگذار بر این پادشاهان بوده‌اند.
آنگاه که پادشاه وقت درخواست نموده تا که بزرگ یارسان امتیازی از وی بخواهد آن بزرگ با نگاه عاقل اندر سفیه جواب پادشاه وقت را داده است. نمونه‌ی مستند آن بسیار است، همچون بده بستان #نادرشاه_افشار با #خان_آتش، #نادرشاه افشار با #سید_یعقوب جد #سید_براکه و پیش بینی نتیجه‌ی جنگ توسط #درویش_ذوالفقار_گوران، ارتباط #کریم‌خان_زند با سران ایل #مافی و #نانکلی و ارادت ایشان به سادات #عالی_قلندری، #بابایادگاری و #شاه_هیاسی، ارتباط شاهان #قاجار با آقا #سید_عباس_جیحون‌آبادی و حتی خواستگاری نمودن شاه وقت قاجار از دختر آقا عباس، ارتباط #عبدالعظیم‌میرزا #مسندنشین خاندان #آتش‌بگی با شاهان وقت #قاجار، ارتباط #تیمور با #ناصرالدین_شاه_قاجار و گفتن آن جمله معروف که ما #شاه_باطن هستیم و شاهی ظاهر را به امثال تو واگذار کرده‌ایم…
جملگی این موارد این نکته را می‌نمایاند که اگر دین یاری حتی یک درصد هم به سیاست و مسائل دنیوی اهمیت می‌داد تمام یارسان از جمله رجال مملکتی می‌بودند.
یارسان دین را از سیاست جدا می‌داند و هیچگاه در طول موجودیت خود داخل در تحزب و سیاست نشده است. به عنوان انقلابیونی که تاریخ مبارزاتی هزاران ساله دارد همیشه بر علیه تاریک اندیشی و ظلم قیام نموده و نافرمانی مدنی را متمدنانه و بدون سیاست زدگی در رفتار خود نمود داده است.
هیچگاه مهره نبوده تا وی را حرکت دهند، زیرا جوهر وجودی ایشان، وی را به سیر در آفاق و انفس کشانیده است. و از آنجایی که قائل به ظرف روحی و توان فهم در مسیر می‌باشد در نتیجه هیچگاه احدی را مجبور و مجاب به پذیرفتن و یا تأیید موارد و مطالب خود نکرده است (حتی فرزندان خود را) از این رو افراد به شکل شخصی مختار خواهند بود که هر رویه‌ای برای خود انتخاب کنند و یا در داخل خود جامعه و بدون هر گونه وابستگی تشکل ایجاد کنند، اما حتی خود فرزندان این جامعه و یا احزاب و هیچ کسی دیگر این حق را نخواهند داشت تا دست به تحریف مفاهیم کلامی بزنند و نام یارسان را ابزار کنند و در خدمت حزب قرار دهند.
از این رو تمام تشکل‌ها و پلاتفرم‌هایی که واژه یارسان را یدک می‌کشند را غیرمنطبق می‌داند و با در نظر گرفتن احترام متقابل درخواست می‌کند تا اگر حزبی و یا فرزندی از یارسان سعی دارد تا واژه‌ی یارسان را به ابزار برای سربازبگیری مبدل کند و آن را در اختیار تحزب قرار دهد به اعتقاد و خواست این مردم احترام بگذارد و از این مهم بگذرد. امید حق نسبت به اشتباهات شکل داده شده، خود را مسئول بدانیم و فارغ از لفاظیها و توجیهات سیاسی در جهت مرتفع کردن آنها بکوشیم.

مهمترین سبب دشمنی این حزب با تاریخ و فرهنگ و ارزشهای اعتقادی مردم پهلویان بحث ایده ئولوژیک و شیوهٔ فکری متفاوت است. داده های فکری و ایده ئولوژیک این حزب مبتنی بر آموزه های استالین، مارکس، کمونیستی… که نه باوری به سرزمین، هنر، اعتقاد، عرفان… دارد و نه اینکه مردمانی که پیرامون این ارزشها باشند را وقعی میگذارد. و این در حالیست که بنیان فکری و فرهنگی مردمان پهلویان بر گورانیت، حکمت خسروانی، عرفان، هنر و اسطوره بنا نهاده شده است. صاحب اصیل ترین تفکر بومی زاگرس، و نه تئوریهای شکست خورده از هرجایی که صددرصد با روح و جوهر کوردی در تناقض است. در واقع اگر ایشان بخواهد به جوهر کردایتی برسد باید از اصالت باور و اندیشهٔ مردم پهلویان علی الخصوص یارسانها پیروی کند؛ که پیروی نکردن و در مقام دشمنی بر آمدن گواه و موید این مهم است که نه تنها کوردایتی مد نظر ایشان نیست، بلکه مأمور بر کشتن چراغ زاگرس هم هست.
هر چند این حزب برای پیشبرد اهداف سیاسی خود این مهم را به جهت جذب نیرو پنهان میکند و در ظاهر خود را دوست معرفی میکند، اما نە تنها هیچ دوستی ندارد بلکە از هر دشمنی هم خطرناکتر است؛ برای تبیین این مسئله میتوان به عملکرد این حزب اشاره کرد. فاکتورهای مورد تضاد بین شیوهٔ فکری مردم پهلویان و این حزب را میتوان در موارد ذیل به اختصار عنوان کرد:
1- این حزب تحت هژمونی پکک است و تمام ذهنیت موجود در آن مبتنی بر ذهنیت کرمانج (کردهای ترکیه) است و ایشان به شکل عام حتی تا پنجاه سال متأخر نمیدانستند که کرد و یا حتی مسئله بزرگی همچون نوروز چیست‌؛ با احتساب این مسئله ایشان چطور به خودش اجازه میدهد برای مردمانی نسخه بپیچد که صاحبان اصلی کرد و کردستان هستند که وی یک به هزار آنرا هم نفهمیده است.
2- دین و باور ایشان پیش زمینه ای از سنیگری میباشد که تفکرات آتئیستی بر آن زمینه بنیاد گذاشته شده است تا قالب ذهنی آنها را صددرصد در مقابل فکر و باور مردم پهلویان کند.
3- مخالفت صریح و با حدت این حزب نسبت به عدم وجود مرز چه برای مردم کرد و چه برای ایران سیاسی و چه برای مردم گوران زبان از دیگر ذهنیات ایشان است.
4- تمام تلاش این حزب مبارزه با فاکتورهای ایرانیت است. تمام تاریخ ایران زمین را جعلی و فاسد معرفی میکنند، تا جایی که حتی با نامهایی همچون کرمانشاه… که دربرگیرندهٔ واژهٔ شاه است و بهرام چهارم آنرا بنیان گذاشته مخالف هستند، و یا جای کاوه و ضحاک را عوض میکنند. در حالی که مردم پهلویان صاحبان اصلی ایرانیت و داده های موجود در آن همچون حکمت خسروانی… هستند که تمام تلاش خود را به کار گرفته تا آنرا تحریف و تخریب کند.
5- سعی بر آن دارد تا مردم کرد را دشمن فارس معرفی کنند و یا اینکه آنچنان القاء میکند که دشمن اصلی مردم کرد فارسها هستند و نه اینکه آنرا ماحصل فراز و نشیب های تاریخی بداند. هرچند شرایط اجتماعی مردم پهلویان که از زمان ایلامیها تا کنون با فارسها اختلاط داشته متفاوت نسبت به سوران و کرمانج است، اما اصرار دارد تا همان نسخهٔ صادر شده از دیاربکر… را به زور برای این سرزمین هم قرائت کند.
6- اصلی ترین موضوع مورد اختلاف، بحث شاهنامه محوری، اسطوره و فر ایزدی در نزد مردم پهلویان است که به شدت با آن مخالف و مبارزه میکنند و در تحریف و تغییر و تبدیل این موارد نیز بسیار کوشا هستند. در حالی که روح و جوهر فکری مرمان پهلویان با شاهنامه و داده های مطرح در شاهنامه گره خورده است.

7- هیچ باوری به کرد بودن مردم پهلویان ندارند و اگر چنانچه سعی در ایجاد ارتباط دارد فقط به خاطر سربازبگیری و جذب نیرو است، چراکه عملکرد ایشان در کارنامه موید این مهم است، و البته نباید فراموش کرد که رهبر ایشان یعنی جناب عبدالله اوجالان هم در تمام کتابها، سخنرانیها و نشستهایی که داشته حتی یک بار به سرزمین پهلویان و مردمانش اشاره ای نداشته است، و این حزب هم به عنوان پیرو این ذهنیت همان رویه را در عمل پیش گرفته است. و البته شاید حق با ایشان باشد که این مردم (پهلویان) کرد نیستند و باید موضوع را به شکلی خاص مورد آنالیز قرار داد.
8- تمام محققین، فعالین فرهنگی و هنری، نویسندگان و شاعران این سرزمین که بر اصالت فرهنگی و باوری خود اهتمام دارند را به شکلها و عناوین مختلف مورد تخریب قرار میدهند و فقط افرادی را میپذیرند که تمام قد در خدمت آنها باشد. از رشید یاسمی که او را جاش قلم معرفی میکنند، تا ناظریها که ایشان را وابسطه و خائن به کرد میدانند، محمدعلی سلطانی را مرکزگرا… و هر آنکس از این سرزمین که بخواهد به شکل مستقل برای مردم خود کار کند را مخالف هستند و با او از در دشمنی بر می آیند. ایجاد شایعهٔ ایشان بر علیه انستیتو که آنرا پان ایرانیست… معرفی میکند از نمونه رفتارهای ناشایست وی است.
مردم پهلویان بحث هویت خواهی و مبارزه برای آنرا از 1400 سال پیش تجربه و در تاریخ موجودیت خود دارند، از این مرتبه گذشته و به ماهیت خواهی رسیده اند. و چون بینش این مهم برای پژاک و همفکرانشان که تازه به دوران رسیده اند میسر نشده است در نتیجه تصور این کلیت برایشان شکل گرفته که مردم پهلویان نیز همانند خودشان در آسیمیله هستند و باید درس هویتخواهی به ایشان داده شود. در حالی که هیچ آسیمیلگی در این سرزمین وجود نداشته و ندارد و مردمان این سرزمین در هیچ مقطعی از تاریخ پشت به فرهنگ، باور و اصالت خود نکرده اند و تاریخ موجودیت آن گواهی نمیدهد که خائن به فرهنگ، اصالت و سرزمین خود داشته باشد.
9- مخالفت با بخش عظیمی از مهاجرین فارس، ترک و عربی که از زمان تمدن ایلام تا کنون با مردمان بومی پهلویان در اختلاط بوده، و هر کسی را که با این مهاجرین در ارتباط باشد مورد شماطت قرار میدهند.
10- مداخله در امورات مربوط به یارسانها و سوق دادن این جامعه به سمت خطر، تحریف، تغییر و تبدیل، انشقاق، ایجاد دشمنی در میان مردم این جامعه، همگون سازی…
در نتیجه تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا در درازمدت بتواند بر ذهن جوانان این سرزمین با شعارهای پوپولیستی تأثیر بگذارد و نقش اسطوره، فرهنگ، باور، عرفان و هنر این سرزمین را در اذهان عمومی کم رنگ کند.

مدیران حزب پژاک متأسفانه با سیاست درصدد هستند تا بزرگترین ضربه را به سرزمین پهلویان وارد کنند. پیش تر نسبت به سیاست خبط ایشان (ناآگاهانه یا تعمدا) گوشزد شده بود، اما شوربختانه اهتمام بر سیاستهای خود و انتقادناپذیری نشان از دشمنی در سطح گسترده دارد. بگذریم از دشمنیهایی که با این موسسه دارد، بگذریم از فرستادن افراد فرومایه به جهت فحاشی… بگذریم از سرقتهای ادبی کودکانه که مطالب این موسسه را بی کم و کاست سرقت میکند و به شکل دیگر به چاپ میرساند… از تمام این موارد میشود گذشت اما از سیاستهایی که اباطیلی محرز را مینمایاند و باور و اعتقادات مردم یارسان را نشانه رفته نمیشود گذشت. اگرچه چند نفر انگشت شمار از جوانان جامعه یارسان را با خود همراه ساخته و آنها را به جهت مقاصد حزبی وسیله کرده، اما واقعیت امر این است که حقانیت این حزب به مثابه حقانیت رژیم اسلامی ایران غیر منطبق، انتقادناپذیر، ضد مردم است و هیچگاه پاسخگوی منتقدانش نبوده و اشتباهاتش را نپذیرفته است. سابقهٔ این حزب با نگاهی اجمالی نشان میدهد بغیر از اقدامات آشوبگرانه، بر هم زدن آرامش و امنیت در مناطق حضور خود، قتل و ویرانی… سوء استفاده از افراد به عنوان ابزار به جهت پیشبرد اهداف حزبی چیز دیگری نبوده است. حتی اگر چنانچه افراد همکار اینان نیز خواسته باشند اندکی از موجودیت خود گفته باشند آنها را حذف کرده اند. در واقع آزادگی افراد برای اینها غیر قابل تحمل است چراکه حرمت در نزد اینان در سیاست ماکیولی خلاصه میگردد.
هرچند اهداف، عملکرد و کارنامهٔ این حزب در هیچ زمینه ای انسانی نبوده اما تقاضای آخر برای همه کس است که فرزندان یارسان را به خاطر سیاست و حزب در مقابل هم قرار دادن کاری اهریمنانه است، چراکه این جامعه (یارسان) آنقدر آسیب دیده که متحمل آسیبهای بیشتر نیست. این جامعه را در حماقتها و اباطیل مسبوق به سابقهٔ خود دخیل ندهید تا به واسطه ی انگشت شماری ساده اندیش و فرومایه ترغیب به مشارکت در احزاب نشود!

🔺مدیران پژاک بایسته است بفهمند که دوران زور، قتل و غارتی که سالها بر گورانان روا داشته اند به سر آمده است، فصلی که در آن سعی شود تا صدای این مردم به شکلهای مختلف خفه گردد تمام شده است.

(انستیتو شرایط گفتگوی آنلاین در مورد هر بابتی که مطرح کرده است را برای عزیزان فراهم می آورد.)

 

انستیتو فرهنگی یارسان

استکهلم ۲۰۲۴/۰۱/۲۰

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × چهار =